یکشنبه 4 بهمن 1388
در چند دهه گذشته نژاد خاصی از بلدرچین که در آن زمان از معروفیت خاصی برخوردار نبود، به نام بلدرچین ژاپنی (coturnix coturnix japonica) بعنوان یک راه چاره جهت تخفیف شدت کمبود پروتئین، بویژه در کشورهای در حال توسعه، معرفی گردید که با توجه به ویژگیهای منحصر به فرد خود توانست خیلی زود چه در بخش تولید و چه در بحث مصرف به جایگاهی مهم دست یابد به گونه ای که هم اکنون پرورش بلدرچین بعنوان صنعتی سود آور و پر بازده در سراسر جهان شناخته شده است و ویژگیهائی نظیر: رشد سریع، سن بلوغ جسمی و جنسی پائین، فاصله نسلی کوتاه، میزان تخمگذاری بالا، کیفیت عالی محصولات تولیدی و ویژگیهای غذائی گوشت و تخم، آنرا به یکی از پر طرفدارترین رشته ها نموده است به طوریکه در حال حاضر گوشت و تخم بلدرین تنها در رستورانهای درجه یک و گرانقیمت بعنوان خوراکی لذیذ و گرانقیمت عرضه نمی شود بلکه گوشت و تخم این پرنده با توجه به قیمت ارزنده و کیفیت مناسب، در میان عام مردم نیز با استقبال خوبی مواجه شده و تقریبا از هر 10 نفر یک تن گوشت بلدرچین را در سبد غذائی خود قرار می دهد.
بلدرچین یك نوع از گونههای مختلف طیور و از كوچكترین پرندههای حلال گوشت می باشد که به تازگی در كشور ما مورد توجه قرارگرفته است. بعضیها به بلدرچین به دلیل نوع صدا و آوازش «بدبده» میگویند. بعضیها نیز این حیوان را نام كرك میشناسند. بلدرچینها در طبیعت، بیشتر در كشتزار غلات و زمینهای ناهموار و میان علفزارها زندگی میكنند. هنگام زمستان نیز در دستههای بزرگ جمع شده و مهاجرت میكنند که گاه مسیر طی شده بالغ بر 400 الی 1000 نیز می گردد. بلدرچینهای وحشی كه در طبیعت زندگی میكنند هفت تا دوازده عدد تخم میگذارندکه این تخمها بعد از شانزده تا بیست و یك روز باز شده و جوجهها از آنها خارج میشوند.
گوشت و تخم بلدرچین برای مردم ارزش غذایی و حتی دارویی دارد و بعضی عقیده دارند كه با خوردن گوشت و تخم بلدرچین احساس سلامت و جوانی میكنند.
|
دوره جوجه کشی |
دما (سانتیگراد) |
رطوبت (درصد) |
مدت زمان (روز) |
|
ستر |
37.7 |
80 - 76 |
1 الی 14 |
|
هچر |
37.5 |
80 |
14 الی 17 |
دوشنبه 16 آذر 1388
ANIMAL GROWTH, PHYSIOLOGY, AND REPRODUCTION. 87:119-130. doi:10.2527/jas.2008-1082 © 2009 American Society of Animal Science |
,2
,3
,4
,
,

* Commonwealth Scientific and Industrial Research
Organisation (CSIRO) Livestock Industries, Queensland Bioscience Precinct, 306
Carmody Rd., St. Lucia, Queensland 4067, Australia; and
Cooperative Research Centre (CRC) for
Cattle and Beef Quality, Armidale, New South Wales, Australia; and
School of Biological and
Chemical Sciences, University of Queensland, Queensland 4072, Australia; and
Beef Industry Centre of
Excellence, New South Wales Department of Primary Industries, JSF Barker
Building, University of New England, Armidale, New South Wales 2351, Australia
2 Corresponding author: yonghong.wang@csiro.au
Deposition of intramuscular fat, or "marbling," in beef cattle contributes significantly to meat quality variables, including juiciness, flavor, and tenderness. The accumulation of intramuscular fat is largely influenced by the genetic background of cattle, as well as their age and nutrition. To identify genes that can be used as early biomarkers for the prediction of marbling capacity, we studied the muscle transcriptome of 2 cattle crossbreeds with contrasting intramuscular fat content. The transcriptomes of marbling LM tissue of heifers from Wagyu x Hereford (WxH; n = 6) and Piedmontese x Hereford (PxH; n = 7) crosses were profiled by using a combination of complementary DNA microarray and quantitative reverse transcription-PCR. Five biopsies of LM were taken from each animal at approximately 3, 7, 12, 20, and 25 mo from birth. Tissue was also collected from the LM of each animal at slaughter (approximately 30 mo). Microarray experiments, conducted on the first 3 biopsies of 2 animals from each crossbreed, identified 97 differentially expressed genes. The gene expression results indicated that the LM transcriptome of animals with high marbling potential (WxH) could be reliably distinguished from less marbled animals (PxH) when the animals were as young as 7 mo of age. At this early age, one cannot reliably determine meaningful differences in intramuscular fat deposition. We observed greater expression of a set of adipogenesis- and lipogenesis-related genes in the LM of young WxH animals compared with their PxH contemporaries. In contrast, genes highly expressed in PxH animals were associated with mitochondrial oxidative activity. Further quantitative reverse transcription-PCR experiments revealed that the messenger RNA of 6 of the lipogenesis-related genes also peaked at the age of 20 to 25 mo in WxH animals. The messenger RNA expression of ADIPOQ, SCD, and THRSP was highly correlated with intramuscular fat content of an individual in WxH animals. Our study provides clear evidence of early molecular changes associated with marbling and also identifies specific time frames when intramuscular fat development in cattle muscle can be detected by using gene expression. This information could be used by animal scientists to design optimal nutrition for high marbling potential. In addition, the genes found to be highly expressed during development of marbling could be used to develop genetic markers or biomarkers to assist with beef production strategies.
Key Words: cattle • gene expression • intramuscular fat • marbling • microarray • muscle
پنجشنبه 12 آذر 1388
پرورش
قبل
از هر چیز, با فرض اینکه گله مولد در حال تخم گذاری می باشد, نحوه جمع
آوری تخم ها به منظور جلوگیری از آسیب آنها در پی سرما یا گرمای بیش از
حد, حائزاهمیت می باشد. باید به خاطر داشت که اگر تخم ها برای مدت طولانی
در دمای زیر۴۰ درجه فارنهایت باقی بمانند ممکن است قابلیت رشد خود را از
دست داده و از سوی دیگر در دمای تقریبی ۸۰ درجه فارنهایت شروع به رشد
(تشکیل جنین) می نمایند که مطلوب به نظر نمی رسد زیرا هنگامی که تخم در
دمای ۸۰ درجه در حال رشد می باشد, با جمع آوری و ذخیره آن در دمای توصیه
ای ۶۰-۵۵ درجه فارنهایت, جنین ممکن است آسیب دیده و نهایتا تخم به حالت
گندیده باقی بماند. جمع آوری تخم ها به طور متناوب مانع از کثیفی و آسیب
دیدگی آنها می گردد. اما داشتن تعدادی تخم کثیف در مجموعه تخم های جمع
آوری شده بدیهی به نظر می رسد. لذا باید آنها را با کاغذ سنباده نرم تمییز
نمود. حتی المقدور از شستن تخم کبک ها جهت رفع آلودگی و کثیفی باید
خودداری نمود زیرا امکان نفوذ باکتری ها و سایر ذرات مضر به داخل پوسته در
طی زمان شستشو وجود دارد. در صورت انتخاب روش شستشو باید توجه داشت که آب
مورد نظر برای شستن تخم ها گرم تر از دمای تخم باشد. در غیر این صورت,
باکتری ممکن است بواسطه پوسته به داخل تخم جذب شود. تخم ها را باید در یک
مکان خنک با تهویه مناسب در دمای ۶۰-۵۵ درجه فارنهایت ذخیره نمود. شایان
ذکر است که تخم کبک را می توان برای مدتی طولانی قریب به سه هفته با درصدی
کم از ضایعات نگه داری نمود. اما روند نرمال ست کردن تخم ها یک الی دوهفته
بوده و در کل زمانی بیش تر ازسه هفته برای نگهداری تخم توصیه نمی گردد.
چرخاندن تخم ها در طول دوره نگه داری الزامی و مورد نیاز نمیباشد اما در
صورتی که بیش از یک هفته نگه داری شوند, آنگاه باید آنها را به طور متناوب
چرخاند. به منظور حصول بهترین شرایط و بیشترین درصد هچ (جوجه گیری), باید
یک دستگاه تمام اتوماتیک را تهیه و آنرا یک تا دو روز قبل از قرار دادن
تخم ها در آن, راه اندازی و فعال نمود. در فاصله زمانی باقی مانده تا
قرارگرفتن تخم ها داخل دستگاه باید وضعیت دستگاه را بررسی نموده و در
نهایت دما و رطوبت را به حد مطلوب تنظیم نمود. در دستگاه, تخم ها در ۲۱
روز اول تحت دمای ۹۹/۵ درجه فارنهایت و رطوبت ۸۶ قرار گرفته و در روز ۲۱,
بعد از انتقال به هچر, دما نیم درجه کاهش یافته و تا ۲۴ ساعت ثابت باقی می
ماند. سرانجام در روز ۲۳ دما به ۸۹/۵ تقلیل می یابد. اما رطوبت از روز ۲۲
تا زمان هچ به %۹۰ افزایش می یابد. زیرا رطوبت بالا به جوجه ها کمک می
نماید تا به راحتی از تخم خارج شوند.
تخم کبک به طور میانگین پس از ۲۴
روز به جوجه تبدیل می شود.اما بعضی از تخم ها در روز ۲۳و برخی در روز ۲۵
هچ می شوند. به منظور حذف تخم های جنین مرده و بدون نطفه, در روز ۸ و سپس
در روز انتقال آنها از دستگاه ستر به هچر ( ۳ روز مانده به هچ), تخم ها
تحت کندلینگ قرار می گیرند. پس از خشک شدن جوجه ها, آنها را از فضای هچر
به فضای نگه داری (سالن پرورش) برده که دارای دستگاه مادر مصنوعی بوده و
از قبل ضدعفونی شده است. باید توجه داشت که ظروف آبخوری و دانخوری به
اندازه کافی در دسترس باشد. ظروف آبخوری باید دارای دهانه پهن و دیواره کم
ارتفاع باشند. در غیر این صورت امکان خفگی جوجه ها وجود دارد. عمق آب
نباید متجاوز از۲ سانتیمترباشد. جوجه ها باید به طور مداوم به آب خنک و
تازه دسترسی داشته و ظروف مربوطه باید به طور روزانه تمییز و گندزدایی
گردند. در مورد دستگاه های مادرمصنوعی, دما برای چند روز اول ۹۵-۹۰ درجه
فارنهایت بوده و در هر هفته دما به ازای ۵ درجه کاهش یافته تا جوجه ها به
سن یک ماهگی برسند. در این زمان نیاز مبرم به استفاده از دستگاه مادر
مصنوعی محسوس نمی باشد. علاوه بر دستگاه مادر مصنوعی می توان از لامپ های
حرارتی, بخاری های برقی و یا گرمکن های گازی و نفتی استفاده نمود. اما در
۲ مورد اخیر الذکر باید توجه داشت که در صورت استفاده, فضای پرورش باید از
سیستم تهویه مطلوبی برخوردار باشد. در صورت نگهداری جوجه ها در سالن باید
به خاطر داشت که کف سالن به خودی خود گرم نبوده و جوجه ها ممکن است با
مشکل مواجه شده و دچار سرماخوردگی یا خفگی ناشی از روی هم ریختن شوند. لذا
در بستر باید از کف پوش هایی همانند نرمه چوب, سیفال برنج, کاه و یا پوشال
بسته بندی استفاده نمود. در پایان متذکر می گردد که جوجه ها برای هفته اول
باید در نزدیکی منبع حرارتی قرار گرفته و حتی المقدر در قفس یا سالن مشبک
( توری کشی) نگهداری شوند.
مرگ جنین
هچ
یا (جوجه گیری) ناموفق را می توان در ۲ عامل تخم بدون نطفه و دیگری مرگ
جنین جویا شد. به طوری که هر یک از این عوامل می تواند بعد از مرحله هچ یا
با روش کندلینگ تشخیص داده شود. بدین منظور باید تخم های هچ نشده را جمع
آوری و آنها را بررسی نمود. باید توجه داشت که ثبت تعداد دفعات مرگ جنین
در تخم ها می تواند در تغییر و اصلاح روش کنونی جوجه کشی و نهایتا افزایش
بهره وری موثر واقع شود.
مرگ
جنین به طور قطع در دو زمان متفاوت از دوره جوجه کشی روی می دهد. یکی در ۳
روز اول جوجه کشی و دیگری در ۳ روز آخر مانده به زمان هچ. مرگ ناگهانی
جنین قبل از زمان هچ در پی تغییر وضعیت زیستی جنین از محیط داخل تخم به
فضای بیرون میباشد. در این حالت جوجه ممکن است با مشکلاتی همانند تنفس و
جذب کیسه زرده مواجه گردد که گاهی اوقات کنترل رطوبت لازمه رفع این موانع
میباشد. به طور نرمال از میان تخم های نطفه دار %۹۳ - %۸۸ و در حالت کلی
هچ %۹۰ - %۸۵ تخم ها باید به جوجه تبدیل شوند. نظر به اینکه مرگ زودرس
جنین در زمان شکل گیری ارگان های جنینی روی می دهد, رشد مناسب جنین در
داخل تخم همراه با مشخصه های بارزی اعم از قرار گرفتن سر در زیر بال راست,
بزرگی سلول هوا به اندازه کافی جهت قرار گرفتن جوجه در حالت مناسب برا ی
هچ و عدم خشکی لایه و پوسته تخم (شالاز) در مدت زمان هچ جوجه می باشد.
شایان ذکر است که باید به علائم خشکی, وضعیت نوک و فرم صحیح بال و پا توجه
داشت و در صورت مشاهده هرگونه مورد غیر معمول, آن را به منظور تشخیص علل و
اخذ راهکار های مطلوب در مراتب آتی, ثبت نمود. زیرا به موجب آن می توان
درصد نطفه داری, جوجه گیری و همچنین درصد کلی تخم های هچ شده را محاسبه
نمود. در پایان ذکر این نکته حائزاهمیت است که هرگونه تغییر در مقادیر ثبت
شده یا پراکندگی میزان مرگ جنین می تواند به عنوان زنگ هشداری برای اصلاح
به موقع مشکلات جزئی و جلوگیری از شیوع و تشدید آن تا حد بحرانی در نظر
گرفته شود.
جوجه کشی و دستگاه جوجه کشی
دوره
جوجه کشی به مدت ۲۴ روز طول میکشد و لذا درجه حرارت ماشین جوجه کشی باید
۹۹/۸ درجه فارن هایت تنظیم و میزان رطوبت ۶۵ درصد تنظیم گردد . در روز هچ
جوجه ها میزان رطوبت بایستی ۸۰ درصد باشد .
اگر
رطوبت در هچر به اندازه کافی نباشد موجب خشک شدن پوسته داخلی تخم ها گشته
و جوجه ها به سختی میتوانند پوسته داخلی و خارجی تخم را شکسته و از تخم
خارج شوند صورت استفاده از ماشین های جوجه کشی معمولی گذاشتن پارچه ای خیس
در داخل هچر و یا استفاده از مرطوب کننده های اتوماتیک در داخل دستگاه هچر
الزامی است . ماشین های جوجه کشی تمام اتوماتیک که رطوبت و حرارت را به
طور خودکار انجام میدهند توصیه می گردد. یکی از مسایل مهم در افزایش میزان
هچ چرخش تخم ها در داخل ستر است . این عمل مانع از ان میشود تا جنین به
سطح پوسته نزدیک و به ان بچسبد که در غیر این صورت ضمن پاره شدن شالاز
تخم، موجب مرگ جنین خواهد شد . سیستم چرخش اتوماتیک ماشین جوجه کشی هر یک
ساعت یکبار مانع از اشکال فوق شده و باعث ایجاد یک هچ موفق نیز خواهد شد .
هچ (جوجه گیری)
مرحله
هچ به ۲ یا ۳ روز آخر دوره جوجه کشی اطلاق گردیده که در این روزها جوجه ها
پوسته تخم را شکسته و بیرون می آیند. در این زمان باید از چرخاندن تخم ها
خودداری نمود. بدیهی است که در ۳ روزآخر باید تخم ها را از دستگاه ستر به
دستگاه هچر انتقال داد. اما در صورت عدم دسترسی به هچر، باید تخم ها را از
شانه های گرداننده ستر برداشته و آنها را در سبد های پلاستیکی یا فلزی هچر
یا روی یک مقوای ضخیم قرار داد. در صورت استفاده از مقوا بایدتوجه داشت که
جریان هوا را مسدود نکرده و یا با آب یا اجزای گرمازا تماس نداشته باشد.
در این میان افزایش رطوبت حائز اهمیت بوده و آنرا می توان با قرار دادن یک
ظرف آب یا افزایش سطح تبخیر دستگاه، به ۹۰% F رساند. زمان بیرون آمدن از
تخم به قدرت و توانایی جسمی جوجه جهت شکستن پوسته بستگی دارد. در این
هنگام جوجه ها همزمان با تقلا برای خروج از تخم مدتی را به استراحت به
منظور بازیابی دوباره نیرو پرداخته که نباید جوجه را مرده فرض نمود. کل
زمان هچ بین ۱۰ تا ۲۰ ساعت طول کشیده که در این مدت جای هیچ نگرانی نیست.
اما در صورت تجاوز زمان به بیش از ۲۰ ساعت، آنگاه باید تخم های شکسته را
بررسی نموده و حتی الامکان جوجه ها را بیرون آورد. هنگامی که جوجه ها از
تخم بیرون می آیند باید در دستگاه باقی مانده تا خشک شوند. به منظور تسریع
روند خشک شدن جوجه ها، تهویه باید افزایش یابد. زمانی که بیش از %۹۰ درصد
جوجه ها خشک شوند، آنگاه باید آنها را از دستگاه برداشت و به بستر پرورش
انتقال داد. اگر جوجه ها بیش از حد در دستگاه باقی بمانند ممکن است با
خشکی عضلات مواجه شده و در مواقع بحرانی تلف شوند.تخم هایی که یک روز بیش
تر از زمان مورد انتظار در دستگاه باقی مانده و جوجه نشده اند بعنوان
ضایعات تلقی شده و باید حذف گردند. باید توجه داشت که کمک به جوجه جهت
بیرون آمدن از تخم در اکثر مواقع بی نتیجه مانده و به مرگ جوجه منتهی می
گردد. زیرا ممکن است کیسه زرده به طور کامل جذب نشده باشد و هنگام جداسازی
جوجه از تخم پاره شود. جوجه های ضعیف در صورت بیرون آمدن از تخم باید از
سایر جوجه ها جدا شده و به طور ویژه تحت مراقبت قرار گیرند. زیرا
زمانی که با سایر جوجه ها در شرایط عادی رها شوند، دوام نیاورده و تلف می
گردند. در پایان متذکر می گردد که جوجه های ضعیف را هرگز نباید برای مولد
منظور نمود زیرا ممکن است که خصایص ژنتیکی به سایر جوجه های حاصله از این
مولد انتقال یابد.
جوجه ریزی
دو
هفته اول پرورش از اهمیت خاصی برخوردار است لذا بایستی شروع خوبی داشت و
به همین دلیل برنامه ریزی از قبل خیلی مهم تلقی میشود . بدین منظور جایگاه
اولیه جوجه ها بایستی گرم و اب و غذا به راحتی در دسترس باشند . بنا بر
این از صحت انجام کار کلیه ابخوری ها ، دانخوری ها و همچنین منابع گرما زا
بایستی اطمینان حاصل نمود . زیرا جوجه ها در ده روز اول نمی توانند خود را
با شرایط محیط وفق دهند . بنابر این منابع گرمازا از قبیل لامپ های
الکتریکی لامپ های حرارتی و بخاری های نفتی و یا گازی از ملزومات بشمار
میرود. بایستی در نظر داشت اگر جوجه ها در زیر مادر مصنوعی یکجا و در مرکز
ان جمع شوند درجه حرارت کم است و اگر به اطراف پراکنده شوند درجه حرارت
زیر مادر مصنوعی زیاد میباشد و بایستی حرارت را کم نمود حالت مطلوب
پراکندگی یکنواخت زیر مادر مصنوعی میباشد.
مجتمع پرند
پنجشنبه 14 خرداد 1388
نژادهای بز
سانن٬ توگن بورگ٬ نوبیان و آلپی از نژادمهای پر شیر بز در جهان هستند. این نژادها پستانهای بزرگ دارند و شیر فراوانی تولید می کنند . بز آنقره و بز کشمیر کم شیر هستند .

بز سانن
زیستگاه اصلی بز سانن درکوهستانهای سویس بوده است ٬ سپس این نژاد به سراسر جهان راه یافته است . موهای بز سانن کوتاه و معمولا" به رنگ سفید یکدست و گاهی خاکستری است . این بز شاخ ندارد و درشت اندام است . وزن آن ٥٠ تا ٨٠ کیلوگرم و بلندی قامت آن تا ٨٥ سانتیمتر است . دوره شیردهی آن ٢٥٠ تا ٣٠٥ روز است و در هر روز از ٢ تا ٥ لیتر شیر می دهد این نژاد را نیز به ایران آورده اند و از آن برای اصلاح نژاد بزهای ایرانی استفاده شده است .
توگن بورگ
.بز درشت اندامی است با شیر فراوان که منطقه اصلی زیست آن کوهستانهای سویس است . این بز در ٣٠٥ روز تا حدود ١٩٩٣ لیتر شیر تولید کرده است . ٥٠ تا ٨٠ کیلو گرم وزن دارند و بلندی قامت آن ٧٠ تا ٨٠ سانیمتر و رنگ آن قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره با گوشها و دم سفید است
بز نوبیان
زیستگاه اصلی بز نوبیان در سودان بوده است ٬ سپس به نقاط مختلف جهان برده شده است . این بز اندامی درشت ٬ پاهایی بلند و گوشهایی بلند و آویخته دارد . رنگ آن خرمایی ٬ قهوه ای مایل به سفید ٬ زرد نخودی و یا سیاه مایل به خاکستری است و معممولا" برای تولید شیر و گوشت پرورش می یابد . بزهای نوبیان نسبت به نژادهای سویسی شیر کمتری دارند اما چربی شیرشان بیشتر از همه انواع بز است
بز الپی
زیستگاه اصلی نژاد آلپی یا نژاد آلپان فرانسوی منطقه های کوهستانی آلپ فرانسه است . این نژاد اندامی درشت دارد و به رنگهای سفید ٬ تیره و یا ابلق است . وزن آن به ٦٥ تا ٨٥ کیلوگرم می رسد و بلندی قامت آن نیز از ٧٢ تا ١٠٠ سانتیمتر است یک بز کوهی آلپی در ٣٠٥ روز در حدود ٢٠٨٤ لیتر شیر می دهد .
بز آنقره
زیستگاه اصلی بز نژاد آنقره شمال شرقی فلات ایران و آسیای صغیر است ٬ و موی معروف موهر از این نژاد بدست می آید . این نژاد جثه نسبتا" کوچکی دارد ٬ رنگ آن سفید و نر و ماده آن دارای شاخ هستند . از هر بز آنقره بطور متوسط ٥/١ تا ٢ کیلوگرم و از بزهای بالغ و درشت اندام حتی تا ٥/٥ کیلوگرم موهر در سال بدست می آید ٬ اما میزان شیردهی آن کم است . بز نژاد کشمیر متعلق به دره کشمیر است و در تبت و مغولستان تا کوههای اورال نیز وجود دارد ٬ و از این مناطق به سایر نقاط جهان برده شده است .
بز کشمیر
از آنقره بزرگتر است و بدنی کشیده دارد . بدن این نژاد از کرک بسیار نرم و ظریف به رنگهای سفید ٬ زرد ٬ قهوه ای تیره ٬ سیاه و قهوه ای روشن پوشیده شده است . کرک بز کشمیر بسیار لطیف و گرانبها است و از آن پارچه های بسیار لطیفی یافته می شود . بزهای این نژاد پر گوشت هستند ٬ اما شیر آنها مانند نژاد آنقره اندک است . کرک سفید رنگ بز کشمیر از رنگهای دیگر پر بهاتر است .
The 4 goats and 2 sheep who make up the Wozny Project consists of the following characters: Curley Joe (an Angora goat) is the leader of the band. Curley plays brass instruments and special effects. He's known as our “Weather Goat”. He tells us what the weather will be like on a daily basis. He’s never been wrong yet! (Something to do with the curled horns we guess).

Sammie is a Sanan goat, the only female in the group, and came to us with an atitude problem. But being the “Lead Guitar Mamma”, we let her “Be”.
Bandit is a Nubian goat (the ones with floppy ears) and is the main keyboard player and woodwinds too. He’s especially fond of the shakuhachi (flute) and the sax. (HE will only play a “safe sax”) Bandit is featured on CD# 3 as the “Storyteller”. He’s the goat you’ll see playing “Live”.

Jacob, (as you might have guessed), is a Jacob sheep. He’s the drummer, percussionist and does special effects. Jacob sheep can have 4 or even 6 horns. This makes him the horniest member of the band. Bhaaaad!
Scotty, (you guessed it) is a Scottish Blackface sheep and does mostly rhythm guitar, some 2 lead guitar work, and some vocals. (Not words!)
Toggan, (here we go again), is a Toggenberg goat (the kind you might usually see with the goat-tee and the bell around his neck). He plays mostly Bass but fills in on occasion with guitar and strings. Toggen is the youngest goat.

دوستان عزیز به این وبلاگ هم سر بزنید
شنبه 1 فروردین 1388
|
مزایای پرورش گوسفند فراهانی
مزایای پرواربندی
بعنوان مثال در یک گوسفند پروار ۷٠ کیلوگرمی که با کسر آب ماده پروتئین در حدود ۴ کیلوگرم می باشد، در یک گوسفند لاغر ۳۵ کیلوئی که دارای ۸ کیلوگرم ماده خشک می باشد مقدار پروتئین از ٣/۱ الی ۵/۱ کیلوگرم تجاوز نمینماید که با مقایسه بوزن کل دو حیوان مقدار پروتئین در گوسفند پروار از دو برابر پروتئین موجود در گوسفندان لاغر بمراتب بیشتر است. |